ساده ولی پرمحتوا

دانلود کلیپ موبایل , عکس های دیدنی , اس ام اس , گالر عکس , سایت های اینترنتی , سرگرمی , کلیپ موبایل

 
ادوین هابل دید انسان را به هستی تغییر داد
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
 

پس از درگذشت ادوین هابل، ستاره شناس‌های جهان یاد او را با تلسکوپ‌هایی که نام هابل بر آنها گذاشته شده است، زنده نگاه می‌دارند. ‏
هابل مهمترین اکتشافات خود را در دهه ۱۹۲۰ انجام داد. کار او به انجام تحقیقات جدیدی در زمینه چگونگی شکل‌گیری هستی منجر شد. ستاره شناسان از آن زمان تاکنون همچنان این راه را ادامه می‌دهند و جزییات بیشتری را کشف می‌کنند. بسیاری از آنان از تلسکوپ فضایی هابل که پس از مرگ او نامگذاری شد، استفاده می‌کنند.‏
ادوین پاول هابل در سال ۱۸۸۹ در مارشفیلد واقع در ایالت میسوری آمریکا متولد شد.
ادوین هابل در آکسفورد در رشته حقوق تحصیل کرد. او به قانون مدنی بریتانیا علاقمند بود زیرا خانواده‌اش سال‌ها پیش از انگلیس به آمریکا مهاجرت کرده بودند. اوسه سال را در آکسفورد گذراند.‏ هابل در سال ۱۹۱۳ در لوئیزویل واقع در ایالت کنتاکی دفتر وکالت گشود. پس از مدت کوتاهی دریافت که نمی‌تواند وکیل باشد و به دانشگاه شیکاگو بازگشت. آنجا برای بار دیگر تحصیل در رشته ستاره شناسی را آغاز کرد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
معماری و شهرسازی سنتی ایران؛بهره‌گیری مؤثراز انرژی‌
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
 

این مقاله بر آن است به برخی از بوم‌های ایران مانند گرم و خشک، گرم و مرطوب و سرد بپردازد و راه حل‌های معماری اندیشیده شده در آنها را از لحاظ تطابق آب و هوایی و حل مسئله انرژی تشریح کند.
توجه و بازگشت به زمان‌هایی که هنوز استفاده از انرژی‌های فسیلی و تجدیدناپذیر متداول نشده بود، می‌تواند راهگشای دستیابی به راه حل‌های بسیار ارزشمندی برای استفاده مؤثر از انرژی‌های پاک در اختیارمان قرار دهد.
دقت در این امر که اولاً در آن زمان کلیه مراحل طراحی بنا همزمان بوده است، یکی از ظرایف و رمزهای موفقیت در یکپارچگی بناست، ثانیاً پروسه آموزش سازندگان و مهندسان متفاوت از امروز بوده است. ضمن اینکه زمان یادگیری بسیار طولانی‌تر بوده و شیوه یادگیری نیز به صورت عملی و تجربی در کارگاه‌ها انجام می‌پذیرفت. آموزش مستمر و مداوم بود و این استمرار و تداوم، باعث یکپارچگی در روند تجربیات معماری هر منطقه و بوم می‌شد. بدین لحاظ با مرور راهکارهای اندیشیده شده توسط پیشینیان می توان شیوه‌های استفاده بهینه و مؤثر از انرژی‌های پاک را آموخت که تنها راه حل حفظ محیط زیست در عصر حاضر است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
ضد ماده در میانه نبرد شیاطین و فرشتگان
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
 

این روزها جهان شاهد اکران نمایش فیلم شیاطین و فرشتگان با نویسندگی دن براون است؛ داستانی که بار دیگر رابرت لنگدان با بازی تام هنکس درگیر معمایی می‌شود که او را از آمریکا به سوئیس و از آنجا به قلب واتیکان راهنمایی می‌کند و باعث می‌شود تا نه‌تنها راهی باستانی در میان شهر رم را کشف کند که در جلسه سری انتخاب پاپ نیز مشارکت کند و با افشاگری خود روند انتخاب پاپ را تغییر دهد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
جذابیت های پنهان سلول های سرطانی
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
 

روزی، شاید در آینده یی دور، ممکن است سلول های بنیادی به ترمیم بافت های بیمار کمک کند. اما دلیل بسیار مهم تری برای بررسی آنها وجود دارد. سلول های بنیادی منبع حداقل تعدادی و شاید همه سرطان ها هستند.
برخی محققان بر این باورند که در مرکز هر توموری تعداد کمی سلول های بنیادی نابهنجار قرار گرفته است که رشد بافت های بدخیم و ناهنجار را تداوم می بخشد. اگر این نظر درست باشد، می تواند توضیح دهد که چرا تومورها اغلب حتی پس از اینکه به وسیله داروهای ضدسرطان تقریباً تخریب شده است، دوباره بازسازی می شود. این حالت همچنین یک راهکار متفاوت برای ایجاد داروهای ضدسرطان را نشان می دهد و دال بر آن است که این داروها باید برای از بین بردن سلول های بنیادی سرطانی و نه برای توانایی شان در از بین بردن هر سلولی و کوچک کردن تومورها انتخاب شود.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
برنامه‌ریزی، پلکان موفقیت
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
 

موفقیت در همه ابعاد زندگی امری کسب کردنی است که فقط با سعی و تلاش و امکانات به دست می‌آید. موفقیت تحصیلی نیز اینچنین است که حتی اگر عده‌ای از دانش‌آموزان با صرف هزینه‌های بالا، در بهترین مدارس و آموزشگاه‌ها و با برخورداری از بهترین معلمین خصوصی هم درس می‌خوانند: باید بدانند صعود به قله موفقیت تحصیلی همانند سوار شدن در آسانسور نیست که خود بدون هیچ تلاشی فقط بایستند و مدرسه و آموزشگاه و معلم او را به بالا برند.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
شیطان
نویسنده : محمد باقر - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧
 

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460-
) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.


آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.


 
comment نظرات ()
 
 
زنها حس میکنند و مردها فکر میکنند…
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧
 

یکی از مواردیکه زنها و مردها به هم نیاز دارند از نظر حس طبیعی و ذاتی آنها میباشد.چیزی که واقعیت دارد این است که پتانسیل عظیمی در زنها برای حرکت نهفته است که از آن استفاده نمیشود! و اینکه تنها در صورت شناخت آن می توان بهترین استفاده را از آن کرد…
باید بدانید که زنها عموماً میل ندارند که بازور کار کنند بلکه مایلند مردها آنها را هدایت کنند و نیز بدانید که زنها دوست دارند حس کنند که وجودشان برای کار لازم است و این حس را تنها شوهران میتوانند در آنها بوجود بیاورند..به عبارت دیگر زنها حس میکنند و مردها فکر میکنند….
اگر یکم به زنها و مردها نگاه کنید میبینید که مردها مرض رئیس شدن دارند!!!! ولی زنها دوست دارند که یک معاون قوی باشند.مردها همیشه برای انجام کاری کله خرابند!میزنند تو دل کار.اگر هم موفق نشدند دو مرتبه شروع میکنند.و این بار آماده تر و بهتر حمله میکنند.زنها معمولاً سیاست یک هدف یک شلیک را رعایت میکنند.آنها هدف را در نظر میگیرند و روی یک خط مستقیم به سمت آن میروند و در راه فکر مخافظت از دیگران را نیز میکنند در حالیکه آقایان اگر لازم باشد یه پایی هم روی دیگران می گذارند!!!
این احتیاطها، حساسیت زن را در مقایل خطر بیشتر میکند و ترس عاملیست که سراسر زندگی زن را فرا میگیرد.

آقایان باید بدانند که زنها به پشتوانه آنها نیاز دارند….آقایان..ترس و وحشت زن هیچ دلیل واضحی ندارد ولی این حس سد بزرگی در سر راهش میباشد.آنچه همسرتان را میترساند نتیجه اضطرابی است که زن فکر میکند نمی تواند نوفق شود.اگر زیر حملات و فشارها موفق نشود ما’یوس خواهد شد و تنها وجود شماست که میتواند به وی اطمینان بدهد اگر همه چیز نابود شده شما همچنان در کنارش هستید که از او محافظت کنید!
نکاتی را که لازم است بدانید کوتاه و مختصر برایتان فهرست کرده ام….

1-طوری رفتار کنید که زن بداند وجودش حتماً لازم است زیرا اگر این کار را نکنید افکارش او را بجایی میکشاند که فکر میکند وجودش غیر ضروریست و شما وی را با چهارچوب در یکی میبینید!!زنها دوست ندارند با ریسکی که میکنند زندگیشان از هم بپاشد و تنها مردان هستند که این اطمینان را در آنها بوجود می آورید
2-اجازه بدهید که زنها استقلالشان را حفظ کنند و بتوانند از ایده هایشان استفاده کنند.باور کنید شما باید این اطمینان را به آنها بدهید
3-فکر نکنین نظر یک زن نمی تواند چاره گشا باشد..این افکار قدیمی را بریزین دور..نظر را از هرکسی هست بپذیرید و به آن فکر کنید….
4-آقایان..لطف کنید بدانید زنها اگر موفقیتی بدست می آورند سریعاً آن را با شما تقسیم میکنند . پس نگران نباشید!!!!
5-او را تنها نگذارید..به زنتان اطمینان بدهید حتی اگر می خواهد کره زمین را هم منفجر کند شما با او خواهید بود!!!..بگذارید امتحان کند!!!!
6-آقایان…بدانید اگر بتوانید ترس عدم موفقیت را در همسرتان از بین ببرید میشوید بهترین همسر دنیا!!…!!!باور کنین چیزی جز قدرشناسی بدست نمی آورید
7-آقایان…در صورت شکست همسرتان به وی آرامش بدهید نه اینکه پتکی بشوید و بر سرش فرود بیاید…همانطوریکه در موفقیت هایش صورتحساب جلوش میگذارید در شکست هایش هم بفرمایید حساب کنید!!!!!!!
8-افکارتان را تحمیل نکنید…!..واقعاً دلیلی ندارد چون شما مرد هستید نظرتان قابل اجرا باشد…
9-بدانید قدرت و اعتماد بنفس مرد بعلاوه سنجش و دورنگری زن ، اعتدال در زندگی مشترک را تضمین میکند… کافی از یکدیگر وارد زندگی شوند. زیرا اگر تنها یکی از طرفین آموزش‌های لازم را ببیند مانند آن است که یک پا در بدن رشد کند و پای دیگر ثابت بماند.به‌طوری کلی سرفصل‌های آموزش به هر کدام از این دو گروه یکسان است و اگر مرکزی برای برگزاری این کلاس‌ها برای پسران اقدام کند و این موقعیت برای آنها فراهم شود به‌طور حتم پسران در این کلاس‌ها شرکت خواهند کرد و چه بسا فعال‌تر از دختران باشند. در پایان این نکته را یادآور می‌شوم که در بسیاری از شهرهای کشورمان امکان برگزاری این کلاس‌ها وجود ندارد و جوانانی که قصد دارند به مرحله ازدواج قدم بگذارند باید سعی کنند تا از طرق دیگر مانند مطالعه چند کتاب مفید به این شناخت دست یابند و بدون کسب آگاهی و شناخت به این مرحله قدم نگذارند.»
***
یک راه دو راه شاید هم هزاران راه. دیگر هراسی نیست. نقشه را برمی‌داریم و با کوله‌باری از شناخت و آگاهی رهسپار راهی می‌شویم که شاید نهایت آن معلوم نباشد اما می‌دانیم که در طول راه همراهی وجود دارد که تحمل سختی سفر را آسان می‌کند. با او همگام می‌شویم و او سفر را آغاز کرده است تا تنها زیبایی‌های راه را به ما متذکر شود. پس باید قدم در این راه گذاشت و به پایان آن امیدوار بود. سفر بی‌خطر!


 
comment نظرات ()
 
 
10 خصوصیت زوجهای خوشبخت
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧
 

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.


1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.


یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.


 
comment نظرات ()
 
 
در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧
 

خانمی‌ می‌ گفت : وقتی‌ در ابتدای‌ زندگی‌ زناشویی‌ هستیم، همه‌ چیز در اطرافمان‌ شیرین‌ و دلچسب‌ و همه‌ لحظات‌ زندگی‌ مملو از شادی‌ و خوشحالی‌ است؛ و هرگز تصور نمی‌ کنیم‌ که‌ روزی‌ این‌ احساسات‌ خوش‌ و سبکبالی‌ خیال، تبدیل‌ به‌ شرایط‌ ناهموار و دشواری های‌ پی‌ در پی‌ در زندگی‌ شود. اما طولی‌ نخواهد کشید که‌ با گذشتن‌ سال های‌ اول‌ ازدواج، شادی ها یکی‌ پس‌ از دیگری‌ رنگ‌ می‌ بازند و روزی‌ به‌ خود می ‌آییم‌ و می ‌پرسیم‌ چه‌ اتفاقی‌ افتاد؟ چرا همه‌ چیز به‌ این‌ زودی‌ عوض‌ شد؟ آیا گذر ایام‌ بود یا حضور بچه‌ها و افراد دیگر که‌ این‌ تغییرات‌ را سبب‌ شد؟

ازدواج‌ کلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ که‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ که‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌کنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاکتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ کنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ کند؛ اما فراموش‌ نکنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ کند.
ما نمی ‌توانیم‌ گذر زمان‌ را متوقف‌ یا حضور بچه‌ها را در زندگی‌ کتمان‌ کنیم، اما می ‌توانیم‌ پایه‌ های‌ زندگی‌ را براساس‌ این‌ واقعیت ها بنیان‌ نهیم‌ و بکوشیم‌ روزهای‌ شاد اول‌ ازدواج‌ را در زندگی‌ تکرار کنیم. اما چگونه؟ آیا همان‌ طور که‌ لوئیز برد در کتاب‌ «چگونه‌ شوهران‌ خود را شیفته‌ خود کنید» می ‌گوید، باید هر روز یک‌ دسته‌ گل‌ تازه تهیه‌ کنید تا شوهرانتان‌ هنگام‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ غافلگیر شوند؟ یا با پوشیدن‌ یک‌ لباس‌ نو سعی‌ کنید از خشکی‌ و یکنواختی‌ زندگی‌ بکاهید؟ آیا باید به‌ نصیحت‌ گروهی‌ از زنان‌ گوش‌ فرا دهید و به‌ زندگی‌ و بچه‌ های‌ خود بی ‌توجه‌ باشید و هر روز در پی‌ تغییر لباس‌ و مدل‌ موی‌ خود باشید تا در نتیجه‌ چنین‌ کاری‌ شوهرانتان‌ آمدن‌ به‌ خانه‌ را به‌ رفتن‌ به‌ هر جای‌ دیگر ترجیح‌ دهند؟ یا باید شیوه‌ گروهی‌ دیگر از زنان‌ را پیش‌ بگیرید و به‌ محض‌ این که‌ شوهر به‌ خانه‌ آمد، ناله‌ سر دهید و شکایت‌ کنان‌ سعی‌ کنید مشکلات‌ کوچک‌ زندگی‌ را بزرگ‌ جلوه‌ دهید تا با جلب‌ محبت‌ و ترحم‌ او اندکی‌ زندگی‌ را خوشایندتر جلوه‌ دهید؟

اما هیچ‌ کدام‌ از این‌ ظاهر سازی های‌ فریبنده، به‌ تنهایی‌ نمی ‌تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات‌ و مشکلات‌ زناشویی‌ جلوگیری‌ کند؛ بلکه‌ باید بکوشید تا «شوهران‌ خود را دوستان‌ خود کنید»!

برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ کنید و آنها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ریچارد آستین می ‌گوید: «یکی‌ از بزرگترین‌ موانع‌ بر سر راه‌ خوشبختی‌ توقعات‌ بیش‌ از حد است». زیرا گروه‌ بی ‌شماری‌ از جوانان، برداشت‌ غلطی‌ از ازدواج‌ دارند و همواره‌ می پندارند ازدواج‌ معجزه ‌ای‌ است‌ که‌ اگر در زندگی‌ آنان‌ به‌ وقوع‌ پیوندد، تمام‌ مشکلات‌ را حل،‌ و زندگی‌ را شیرین‌ و شاد می ‌کند. آنها با چنین‌ تعبیر نادرستی، اقدام‌ به‌ ازدواج‌ می ‌کنند و پس‌ از مدتی‌ درمی ‌یابند که‌ آنچه‌ در ذهن‌ داشته‌ اند، رؤیایی‌ بیش‌ نبوده‌ است. گروهی‌ دیگر بدون‌ در نظر گرفتن‌ توانایی‌ و سلامت‌ روح‌ و روان‌ همسر خود، سعی‌ می‌ کنند همه‌ کارهای‌ شاق‌ و پر زحمت‌ را به‌ او بسپارند و با این‌ روش‌ هرگونه‌ فرصتی‌ را برای‌ به‌ وجود آمدن‌ روابط‌ دوستانه‌ و صمیمی‌ از بین‌ می ‌برند. از نظر روانی‌ هر انسانی‌ نیازهایی‌ دارد، مانند مطرح ‌شدن، پذیرفته ‌شدن، ایمن ‌بودن‌ و تعلق‌ داشتن‌ که‌ هر یک‌ از این‌ نیازهای‌ درونی‌ تا حدودی‌ در ازدواج‌ برآورده‌ می ‌شود. زن‌ و شوهر می‌ توانند در به‌ وجود آوردن‌ حس‌ خوب ‌زیستن‌ به‌ یکدیگر کمک‌ کنند، اما هیچ‌ کدام‌ قادر به‌ آفرینش‌ شادی‌ و خوشبختی‌ مطلق‌ برای‌ دیگری‌ نیستند.


ما انتظار داریم‌ دیگران‌ هر کاری‌ که‌ از دستشان‌ بر می‌ آید، برایمان‌ انجام‌ دهند، در حالی‌ که‌ خود کمترین‌ توجهی‌ به‌ خواسته‌ های‌ آنها نمی‌ کنیم. می ‌خواهیم‌ از اشتباهات‌ ما چشم‌ بپوشند، اما خودمان‌ کوچکترین‌ گذشتی‌ در مورد رفتار بد آنها نداریم. شما می‌ خواهید شوهرتان‌ از هر نظر بی‌ عیب‌ باشد، در حالی‌ که‌ از عیب های‌ خود بی‌ خبرید. همیشه‌ سعی‌ دارید عیوب‌ او را برشمرید و ناله‌ و شکایت‌ کنید که‌ چرا این‌ شوهر آن‌ طور که‌ باید باشد نیست؛ چرا قادر نیست‌ مرا درک‌ کند؟ حتی‌ گروهی‌ از زنان‌ پا را از این‌ هم‌ فراتر نهاده، سعی‌ می ‌کنند شخصیت‌ شوهر را درهم‌ ریخته، دوباره‌ آن‌ را آن‌ طور که‌ می‌ خواهند شکل‌ دهند یا او را مجبور کنند آن‌ طور که‌ می‌ خواهند باشد، نه‌ آن‌ گونه‌ که‌ هست. البته‌ فقط‌ زن ها نیستند که‌ مرتکب‌ چنین‌ اشتباهی‌ می‌ شوند؛ کم‌ نیستند مردانی‌ که‌ همواره‌ از زنان‌ خود خرده‌ می‌ گیرند. به‌ هر حال‌ فراموش‌ نکنید هیچ‌ توهینی‌ بزرگتر از این‌ نوع‌ عدم‌ پذیرش ها نیست.


اولین‌ گام‌ برای‌ به‌ وجود آوردن‌ یک‌ زندگی‌ زناشویی‌ موفق‌ ، پذیرفتن‌ واقعیت هاست.
از جمله‌ واقعیت هایی‌ که‌ باید درک‌ و پذیرفته‌ شوند، معنای‌ ازدواج‌ است؛ باید دانست‌ ازدواج‌ یک‌ نوع‌ شرکت‌ است‌ که‌ نیاز به‌ رعایت‌ اصول‌ و قوانینی‌ دارد. ازدواج‌ کلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ که‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ که‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌کنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاکتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ کنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ کند؛ اما فراموش‌ نکنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ کند. اجازه‌ دهید این‌ مسئله‌ را با یک‌ مثال‌ بیشتر بررسی‌ کنیم.

برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ کنید و آنها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید.
فرض‌ کنید شما با مردی‌ که‌ اهل‌ مطالعه‌ یا تفریحات‌ آرام‌ است‌ ازدواج‌ می‌ کنید؛ انتظار نداشته‌ باشید بعد از ازدواج‌ او به‌ مردی‌ شلوغ‌ و پر سروصدا که‌ اهل‌ تفریحات‌ و برنامه‌ های‌ مهیج‌ است‌ تبدیل‌ شود. ممکن‌ است‌ شوهرتان‌ همان‌ فلسفه‌ شما را در زندگی‌ نداشته‌ باشد یا تفریحات‌ مهیج‌ مورد پسند او نباشد. نخواهید که‌ او کاملاً عوض‌ شود. ممکن‌ است‌ همسرتان‌ نتواند تاجری‌ موفق‌ یا ورزشکاری‌ مشهور شود، اما مثلاً می ‌تواند کارمندی‌ خوب‌ و متعهد باشد. باید بدانید همه‌ انسان ها از ذوق‌ و استعداد یکسان‌ برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه‌ تجارت، ورزش‌ یا هنر موفق‌ نیست‌ و ذوقی‌ نشان‌ نمی ‌دهد، نباید به‌ خودتان‌ اجازه‌ دهید که‌ درباره‌ اش‌ بد قضاوت‌ کنید و او را مورد ارزیابی‌ نادرست‌ قرار دهید. نباید هر روز یأس‌ و ناامیدی‌ نشان‌ دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من‌ مثل‌ شوهر خواهرم‌ نیست‌ که‌ فلان‌ ماشین‌ آخرین‌ مدل‌ را داشته‌ باشد یا چرا مانند شوهر دوستم‌ سرشناس‌ و معروف‌ نیست. همان‌ طور که‌ شما نمی ‌توانید مثل‌ دوست‌ یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی‌تواند مثل‌ شوهران‌ آنها باشد!

اگر به‌ انجام‌ چنین‌ کارها و تکرار چنین‌ حرف هایی‌ در زندگی‌ ادامه‌ دهید، نه‌ تنها شوهر خود را نسبت‌ به‌ زندگی‌ دلسرد کرده‌اید و او را به شدت‌ آزرده‌ خاطر ساخته‌ اید، بلکه‌ این‌ رفتار شما مقدمه‌ ای‌ خواهد شد برای‌ از هم‌ پاشیدن‌ زندگی...

بنابراین‌ فراموش‌ نکنید که‌ پذیرفتن‌ واقعیت ها زیربنای‌ هر نوع‌ موفقیت‌ و روابط‌ سالم‌ است.

منبع:چگونه‌ شوهران‌ خود را بهترین‌ دوستان‌ خود کنید؟ ، نوشته‌ شرلی‌ ال‌ ردل، ترجمه‌ آلماندخت‌ مزینانی.


 
comment نظرات ()
 
 
اختلاف رفتاری دو جنس
نویسنده : محمد باقر - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧
 

زنان و مردان در رفتار تفاوت های زیادی دارند . مثلاً وقتی یک زن می خواهد سر صحبت را با همسرش باز کند از موضوعهای کاملاً متفاوتی آغاز می کند ، در حالی که مردان زمانی که صحبت می کنند می خواهند افکار و اطلاعاتی را بیان کنند .

برای مردان ارتباط برقرار کردن یعنی تبادل اطلاعات ، در حالی که برای زنان این امر به معنی سهیم شدن ، سهیم کردن و صمیمیت و لذت بردن است . هدف زنان از مکالمه این است که احساسِ حمایت کنند و تا جایی پیش بروند که خودشان را بفهمانند و دیگران را بفهمند . مردان به دنبال صحبت های سریع و ترجیحاً جالب و بامزه و از همه مهمتر علمی و مفید هستند . آنها به ندرت " حرف زدن برای حرف زدن " را دوست دارند . در حالی که زنان دوست دارند از احساسات و علائقشان سخن بگویند.

زنان بدانند

که مردان چگونه ارتباط برقرار می کنند و مخصوصاً بدانند که آنها چگونه ارتباط کلامی ایجاد می کنند .

به مردان کمک کنند تا آنچه را که در درونشان می گذرد ، بهتر و بیشتر با آنان در میان بگذارند . زن عادی ، در مقایسه با مرد عادی در ایجاد ارتباط کلامی استاد است ، مخصوصاً زمانی که ابراز احساسات در میان باشد .

مردان بدانند

به شیوه ارتباط برقرار کردن خود و همسرشان توجه کنند . آنان باید بدانند که بین شیوه ارتباط برقرار کردن آنها و همسرشان تفاوت بسیار زیادی وجود دارد .

با این شناخت آنان می توانند از خود رفع اتهام کنند و نگرش های دفاعی خود را درباره زنان کنار بگذارند و آنها را متهم نکنند که به طور دائم انتقاد می کنند و نق می زنند . مردان احتمالاً می توانند متوجه شوند که زنان از بیان کردن حالت های روحی خود لذت می برند . زنان این کار را به منظور انتقاد از مردان انجام نمی دهند بلکه بیشتر برای بهبود رابطه و نزدیکتر کردن خود به همسرشان و احساسِ داشتن یار و همراه انجام می دهند . برای زنان بیان کردن حالت های روحی ، حتی احساسات منفی ، نوعی اثبات علاقه است.

تفاوت های روانی زنان و مردان

از دهه 1950 به این طرف ، روانشناسی جدید خواسته است از تفاوت های زن و مرد بکاهد ؛ زیرا این تفاوت ها در گذشته ، اغلب برای مطیع کردن و به خدمت گرفتن زنان به کار رفته است . طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد 61 جامعه ، تقریباً 50 درصد زوجها طلاق می گیرند یا می خواهند طلاق بگیرند و این اتفاق معمولاً در سال چهارم یا پنجم زندگی مشترک آنها رخ می دهد . درصد ازدیاد طلاق بین سال های 1960 و 1990 به 300 درصد می رسد .

59 درصد خصوصیات و رفتار زیست شناختی مردان و زنان یکی است. هر دو یک مغز ، یک بدن ، دو دست ، دو پا و ... دارند ، نفس می کشند ، غذا می خورند ، می خوابند و ... .

اعتقاد به این که تفاوت های ژنتیکی ، غددی ، هورمونی ، اندامی و ... نمی توانند روی روان و رفتار زنان و مردان اثر بگذارند ، کاملاً غلط و ضد علمی است . اگر روان شناسی تفاوت های دو جنس در قرن 19 این اشتباه را مرتکب شد که مرد را به عنوان جنس برتر شناخت تا بتواند زن را پایین بیاورد و او را فقط به نقش های معمولی بارداری ، تربیت فرزندان و تغذیه محدود کند ، این باور نیز می تواند کاملاً اشتباه و خطرناک باشد که زن و مرد مشابه هستند . زن و مرد در حقیقت انسانند ، اما متفاوت . در کتاب ، " کشف کردن تفاوت هایمان " ، اثر ژورتانبنوم ، گفته شده است که برای درک واقعیت چهار روش وجود دارد : فیزیکی ، احساسی ، عقلانی و روحانی . زنان به راحتی می توانند از یک روش به روش دیگر بروند اما مردان با روش فیزیکی و عقلانی راحت ترند . به عنوان مثال مردی که غمگین یا شاد است این حالت ها را با رفتار ( فیزیکی ) خود نشان می دهد . به عبارت دیگر مرد به عمل ، ارجحیت می دهد . زن غم را احساس می کند و حتی می تواند بی دلیل احساساتی شود ، ولی درک این موضوع برای مر بسیار سخت است . زن به رابطه خود و محیط ، بیشترین ارجحیت را می دهد .

برای مرد ، هیجان بیانگر یک مشکل یا تعارض است ؛ پس به دنبال این هیجان می رود تا آن را از بین ببرد و آرامش روحی اش را دوباره به دست بیاورد . برای زن هیجان به صورت بهانه برای ایجاد ارتباط در می آید . زن می خواهد هیجان خود را بیان کند ، آن را با دیگران تقسیم کند و در مقابل ، هیجانهای دیگران را به دست آورد . وقتی زن هیجان خود را برای شوهرش تعریف می کند شوهر به طور خودکار فکر می کند که خودش قسمتی از مشکل است ، او دلیل یا یکی از دلایلی است که این هیجان را به وجود آورده است .

بنابراین اغلب به حالت دفاعی ، واکنش نشان می دهد . شوهر برای آن که به زنش کمک کند تا هیجان او از بین برود ، به جستجو و پیدا کردن راه حلی برای مشکل می گردد . این کار موجب می شود که زن فکر کند مرد می خواهد عیب او را جبران کند یا می خواهد همیشه حرف آخر را بزند ؛ زیرا مرد هیجان خود را به شیوه عقلانی و اندیشمندانه بیان می کند ، برای همین احساس می کند که مورد حمله قرار گرفته ، و زن احساس می کند که درک نشده است .

یک متخصص در زبان شناسی اجتماعی برای درک این که چرا مردان و زنان در ارتباط برقرار کردن این قدر مشکل دارند ، به تحلیل روش های مکالمه و گفتگو بین زنان و مردان پرداخته است. او نشان داده که مردان به اندازه زنان حرف می زنند اما آنها در همان شرایط از همان موضوعها و برای همان هدف ها حرف نمی زنند . زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از زبان ارتباطی و صمیمانه ، استفاده می کنند . مردان از زبان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند . برای مرد ، زبانِ عملکرد ابزاری دارد و برای حفظ استقلال به کار می رود . مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می زنند ، در حالی که زن از زندگی خصوصی خود برای استراحت و تجدید قوا در سکوت بهره می گیرند .

مرد در جمع بیشتر حرف می زند ، مرد سخنرانی می کند و زن تظاهر می کند که گوش می دهد ؛ زیرا برای زن زندگی خصوصی اهمیت دارد و نه موقعیت اجتماعی . به علاوه مردان تنها زمانی در جمع صحبت می کنند که هر بار فقط یک نفر حرف بزند در حالی که زنان وقتی بیشتر از یک صدا شنیده می شود ، راحت تر حرف می زنند . هنگام حرف زدن ، زنان معمولاً به دنبال تأیید شدن هستند ، در حالی که مردان قدرت طلبی می کنند. زنان برای ارتباط برقرار کردن ، ناراحتی ها یا نگرانی های کوچک خود را تعریف می کنند ، مرد بیان ناراحتی ها یا نگرانی ها را به حساب سرزنش یا انتقاد از خود می گذارد .

با درنظر گرفتن این موضوع که بین زنها و مردان تفاوت های زیادی وجود دارد (که این تفاوت ها مکمل یکدیگرند).

مردان می خواهند که زنان ، کمتر حرف بزنند ، فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند ، کمتر رمانتیک باشند ، کمتر فکر خود را به دیگران مشغول کنند ، به کارشان بیشتر مشغول باشند ، بیشتر منطقی باشند ، بیشتر در خانه بمانند ، کمتر حساس باشند ، خوش قول تر باشند و زودتر حاضر شوند .

زنان می خواهند که مردان ، بیشتر حرف بزنند ، بیشتر عاطفی باشند ، فعالیت های بدنی کمتری داشته باشند ، بیشتر رمانتیک باشند ، وقت خود را کمتر به کار و بیشتر برای خانواده صرف کنند ، کمتر حسابگر باشند ، بیشتر به بیرون از خانه بروند و همدردی بیشتری نشان دهند ، کمتر عجله داشته باشند و به سلامت خود بیشتر برسند .

با مقایسه یک به یک خواسته های زنان و مردان به نظر می رسد شاهد یک صف آرایی برای نبرد هستیم . نبردی که در آن هر کسی ادعا می کند طرف مقابل او را دوست ندارد ؛ هر کس ، ادراک خود را به عنوان هنجار معرفی می کند که باید دنبال شود . هر دو طرف خیال می کنند که مسئله ، مسئله عشق یا اراده است اما نمی دانند که تفاوت های ذاتی باعث به وجود آمدن این تفاوت ها می شود و دشواری ها را به وجود می آورد .

باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت و به آنها اهمیت داد نه این که برای " هنجارسازی " جنس مخالف به کار گرفت . با این کار یکی دیگری را متهم نخواهد کرد که صداقت ندارد یا نمی تواند ارتباط برقرار کند .


 
comment نظرات ()